واجد على خان

28

علم الأبدان ( فارسى )

محيط باشد و معنى ثقيل آنكه بالطبع مائل مركز بود و محيط مقعر فلك را گويند و مركز نقطه مفروضه در وسط فلك كه هر جزو فلك نسبت بدان نقطه متساوى البعد باشد و هر يكى ازين عناصر كه دو كيفيت دارد محض از امر واهب العطاياست كه عقل در فكر آن قاصرست و حكما آن را خواص صور نوعيه گويند اعنى هر صورت نوعيه را خداوند تعالى خاصيتى ارزانى فرموده نفع آتش در كائنات تلطيف و تنضيج‌ست و تنفيذ هوا در جسم و شكستن برودت آب و خاك و نفع هوا در كائنات تخلخل اجسام‌ست و تفتيح و تنزيه آن تا از كثافات پاك شود و نفع آب در كائنات آنست كه ديگر اركان از وى قابل هيئت شوند و التيام در ان پديد آيد و نفع خاك در كائنات آنست كه هر چيز به دو استوار گردد و استمساك هيئت و تركيب نمايد بدانكه اركان اعنى عناصر اربع كه هر يكى بطبع ديگرى مخالف‌ست چون با هم‌ديگر جمع شوند و يكى قوت ديگرى را بشكند هرگاه اين فعل و انفعال به حد نهايت برسد و كيفيت منفعله از ان حاصل شود آن كيفيت حاصله را مزاج نامند آتش و باد قواى فاعله دارند و آب و خاك قواى منفعله و هر چهار عنصر با همدگر فعل و انفعال دارند اعنى حرارت غلبهء برودت را مىشكند و برودت غلبهء حرارت را و رطوبت غلبه يبوست را مىشكند و يبوست غلبه رطوبت را و اين فعل كسر و انكسار بر سورث كيفيت عناصرست نه بر نفس عناصر و مزاج بحسب اقتضاى عقل منقسم مىشود باعتدال حقيقى يا خارج از اعتدال حقيقى و حكما را در اعتدال حقيقى مقالات بسيارست و براهين ثابت كرده‌اند كه مزاجى كه اعتدال حقيقى داشته باشد در خارج صورت ندارد زيرا كه معتدل حقيقى آن را گويند كه مقادير كيفيات متضاده اعنى حرارت و برودت و رطوبت و پيوست در اجسام برابر باشند و اين قسم مزاج وجود ندارد چه افراط و تفريط كيفيات در مزاج هر فرد بشر ظاهرست پس اعتدال حقيقى نباشد ازين ثابت شد كه همه امزجه خارج از اعتدال حقيقىاند و مزاج خارج از اعتدال حقيقى باتفاق اطبا بر هشت گونه است [ اقسام امزجه ] يكى آنكه حرارت در ان غالب شود دوم آنكه برودت در ان مستولى بود سوم آنكه رطوبت در ان بيشتر بود چهارم آنكه يبوست زياده‌تر داشته باشد پنجم آنكه حرارت و رطوبت غالب بود ششم آنكه حرارت و يبوست زايد باشد هفتم آنكه برودت و رطوبت زائد باشد [ هشتم آنكه برودت و يبوست ] هشتم آنكه